نوروز
نوروز
ویژه نامه ی عید نوروز
گروه آموزشی زبان وادبیات فارسی مقطع متوسطه
شهرستان مهدیشهر
اسفند ماه 1388
آغاز سخن
زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی
ازاین باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
زمستان باکوله باری از برف وسرما دراین سال نیز از زندگی ما گذر کرد وسالی دیگر از زندگیمان را ورق زد.اکنون درآستانه ی سال جدید ، برآنیم تابا تحفه ای هرچند ناقابل مهمان بهار سبزتان شویم ودرشادی آغاز سال نو با شما همکاران محترم شریک باشیم.
سال 1388 باهمه ی فراز ونشیب ها ، با همه ی خاطرات تلخ وشیرین وبا همه ی امید ها وآرزو ها گذشت وسالی جدید باامید ها وآرزوهای رنگارنگ در پیش روی ماست. پس چه زیباست که به آرزوهایمان لباس معنویت بپوشانیم وعزم خود را درراه رضای خدا جزم نماییم. چه اگر اخلاص و درنظر داشتن خدا سرلوحه ی کار ما باشد ، هیچ سدّی دربرابر اراده ی ما قرار نخواهد گرفت.
با این امید یک بار دیگر دعای تحویل سال نو را زمزمه می کنیم :
یا مقَلِّب القلوب والابصار
یامدَبِّر اللیل والنهار
یامحَوِّل الحول والاحوال
حَوِّل حالنا الی احسن الحال
پیشاپیش سال جدید برهمه ی همکاران محترم مبارک باد.
جعفر حاجی ملک احمدی
سرگروه آموزشی زبان وادبیات فارسی
شهرستان مهدیشهر
درباره ی نوروز
نوروز واژهاي است مركب از دو جزء كه روي هم به معناي روز نوين است و بر نخستين روز از نخستين ماه سال خورشيدي آن گاه كه آفتاب به برج حمل انتقال مييابد گذارده ميشود. و اصل پهلوي اين واژه نوك روچ يا نوك روز بوده است.
بيروني در تعريف نوروز نقل ميكند "نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت روز نو نام كردند، زيرا كه پيشاني سال نو است و آنچه از پس اوست از اين پنج روز همه جشنهاست."
مورخين و محققان درباره جايگاه نوروز با هم اختلاف دارند. به نظر ميرسد آريائيها از مهاجرت به فلات ايران و هم مرز شدن با تمدن ميانرودان سال را به دو قسمت تقسيم ميكردند كه هر يك با انقلابي شروع ميشد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز اين دو انقلاب بودند. يعني هنگام انقلاب تابستاني جشن نوروز گرفته ميشد و زمان انقلاب زمستاني جشن مهرگان پاس داشته ميشد. برخي معتقدند كه جشن نوروز و مهرگان جشني بوده است كه در ايران قبل از ورود آريائيها وجود داشته است و اقوام قبل از آريائيها كه در فلات ايران ساكن بودهاند به آن عمل ميكردهاند.
"نوروز" را ايرانيان گرامي ميدارند و آييني است كهن كه گرچه طي هزاران سال دگرگونی يافته، اما هرگز از ميان نرفته و از سوي اقوام و مذاهب مختلفي كه در سرزمين ايران حضور پيدا كردهاند، مهر تأييد خورده است. بدين سان امروزه نوروز از نمادهاي بزرگ و وحدت بخش ملت ايران با همه تكثرهاي قومي، مذهبي، فرهنگي و زباني است.
آيينها و رسمهاي مردم فرآيند الزامات و نيازهاي درهم تنيده مادي و معنوي، در پيوند جغرافيايي و شيوههاي توليد و ساختارهاي اقتصادي دورهاي مختلفاند که برحسب ضرورت پيوسته در حال تغييرند و به مقولههايي که در ژرفا معنا دارند پاسخ ميدهند.
ظهور اسلام و برخورد مسالمت آميز آن با ساير اديان و آيينها از جمله اعتقادات مذهبي و ملي ايرانيان موجب شد كه مراسم و آداب مربوطه، به يكباره از جامعه اسلامي ايران رخت بر نبندد، فقط با مسلمان شدن تدريجي ايرانيان از وسعت آنها كاسته شد و اندك اندك همراه اعتقادات ديني اسلام، اسطورهها و داستانهاي عربي نيز در ميان توده مردم نفوذ كرد. طي گذشت ايام، زماني كه برخي از سنتها و آداب در تضاد آشكار با اعتقادات و رسوم گذشته قرار ميگرفت ايرانيان ميكوشيدند سنت كهن ملي را در قالب شخصيتهاي اسلامي باز يابند و به عبارت روشنتر سنتهاي ملي ايراني را با سنتهاي اسلامي در آميختند. در نتيجه از ميان انبوه جشنهاي ايراني قبل از اسلام آنچه ميان ايرانيان مسلمان باقي ماند منحصر به عيد نوروز، جشن سده و جشنهاي كوچكتري مانند جشن گل سرخ كه در اصفهان مرسوم بوده است. از ميان جشنهاي ياد شده بزرگترين اعياد ملي ايرانيان جشن نوروز است.
نوروز تنها جشني است كه از دوران باستان با عظمت تمام و همراه با انبوهي افسانه و آيين تا به امروز ادامه يافته است. عظمت نوروز را از نقشهاي تخت جمشيد گرفته تا آثار ادبي و هنري گوناگون عربي و فارسي در همه جا ميتوان يافت. يكي از كهنترين و بزرگترين منابعي كه به جشن و افسانهها و آيينهاي مربوطه پرداخته است، كتاب «آثار الباقيه» اثر ابوريحان بيروني (متوفي 440 هجري قمري) است. او مينويسد:
«سال نزد فارسيان چهار فصل بود ... بر حسب اين فصول عيدهايي داشتند كه به اهمال در كبيسه روز اين عيدها جابهجا ميشد. از جمله اين اعياد يكي روز اول فروردين ماه يعني نوروز بود. كه روز بس بزرگ است كه به علت زنده شدن طبيعت گويند. آغاز خلقت جهان در آن روز بوده است. چنين به نظر ميرسد كه پنج روز نخستين سال « نوروز عامه» يعني جشن همگاني بود. حال آنكه روز ششم كه «خرداد روز» نام داشت، « نوروز خاصه» يعني جشن پادشاهان و بزرگان بوده است.
احترام نوروز در اسلام هر چند كه به مذهب شيعه منحصر نيست، اما چنان در ميان شيعيان فراگير است كه حتي رواياتي از امامان شيعه در بزرگداشت نوروز نقل شده است.
عید نوروز چگونه شکل گرفت؟
انسان، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.
پیدایش جشن نوروز
جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.
در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».
روایت های اسلامی درباره نوروز
آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.
و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.
میر نوروزی
بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، ودرزبان سنگسری «پیتَک / pitak»گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.
از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.
سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».
يكى از ارزشهاى عيد نوروز ديدوبازديد از بستگان، دوستان، همسايگان و بزرگان شهر و روستااست و ديدار جمعى از مصيبت ديدگان در سال گذشته.
درخت دوستى بنشان كه كام دل به بارآرد نهال دشمنى بركن كه رنج بى شمارآرد
آیین های نوروز درمهدیشهر
ورمز / varmaz
اولین روز هر ماه را عشایر سنگسر ورمز می خوانند که همان «هرمز » یا « اهورامزدا » ست و این رمز دیگری از اصالت نژادی آنها است که با وجود گذشت صدها سال از تسلط اعراب هنوز نام اهورامزدا خدای بزرگ ایران باستان را از یاد نبرده و روز او را مقدس دانسته و در صدر هر ماه خود حفظ کرده اند.
بطوریکه می دانیم در گاهنمای ایران قدیم هر روز از ماه دارای نامی بوده وروز اول را به نام خدا (اهورامزدا » می نامیده اند.
فردوسی شاعر ملی ایران در بخش مربوط به تاجگذاری جمشید و جشن نوروز باین مطلب اشاره کرده می فرماید:
جهان انجمن شد بر تخت اوی از آن بر شده فره بخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین بر آسوده از رنج تن دل زکین
سنگسری ها ورمز را روز مبارکی می دانند. در آن روز پیش از سر زدن آفتاب از خواب بر می خیزند و خود را برای مراسم آن آماده می کنند. زنان با بادیه های مسین بزرگ که روی سر خود حمل می کنند برای آوردن« ورمزی وُ / Varmazi vo »یعنی آب ورمز خانه را ترک می گویند و در بازگشت به تعداد افراد خانواده سنگ ریزه در آب ریخته به خانه می آورند و یقین دارند تندرستی خود و فرزندان خود را اقلاً برای یک ماه چون سنگ محکم و پایدار کرده اند.
آنها که دارای قدمی سبک هستند در بامداد ورمز با ظرفی آب خانه خود را ترک گفته آب را به پاشنه درب بستگان و دوستان خود می ریزند تا پلیدیها و بیماری ها را از آنجا زایل کرده ضمناً آمدن خود را به ساکنین خانه اطلاع داده باشند. زیرا تا این اشخاص که ورمزی/ Varmazi نامیده می شوند به پاشنه درب آب نپاشند یا خود وارد خانه ای نشوند ساکنین آن خانه درب را بروی دیگران نمی گشایند. در روز ورمز پیش از طلوع آفتاب دادن هر چیزی را به دیگران . خصوصاً وام را به دیگران جایز نمی شمارند.
همه ی سنتها، ترانهها، باورها و مراسمی كه مردمان نواحی گوناگون در این شب انجام میدهند، با وجود تفاوتهایی كه با یكدیگر دارند، در یك ویژگی با هم همسانند: «راندن ناپاكیها و بدیها». ترانهها و باورهایی كه به بلاگردانی، راندن چشم شور، گرهگشایی، آجیل مشكلگشا، بختگشایی دختران و امثال این میپردازند؛ و همچنین سوزاندن شاخههای خشكیده و علفهای هرز باغها و مزارع در نواحی روستایی، همگی نشان از پیوند این آیین با خانهتكانی، زدودن ناپاكیها و آمادگی برای زایش دوباره گیتی است. در برخی نواحی اروپایی همچون رومانی و بلغارستان نیز در نزدیكهای بهار مراسمی در سوزاندن اشیای غیرلازم برگزار میشود. چارشنبهسوری ارتباطی با سده و آتش نوروزی ندارد و هر كدام آنها، جشن و مناسبت خاص خود را دارند. در بسیاری از نواحی ایران، هر سه جشنِ آتش نامبردهشده برگزار میشود كه نشانه مناسبتهای گوناگون آنها است . مردم سنگسر درشامگاه آخرین چهارشنبه ی سال بافراهم نمودن هیزم بسیار خودرا برای برگزاری مراسم چهار شنبه سوری آماده می کنند.همزمان با غروب خورشید درروز چهارشنبه ی آخر سال مردمی که برای برگزاری این مراسم به خارج از شهر رفته اند ، هیزم ها را آتش زده واز روی آن می پرند وترانه هایی رانیز خطاب به آتش باخود زمزمه می کنند که مفهوم آن این است که : »زردی من ازتو سرخی تو از من » که نوعی دعا نیز محسوب می شودوبا این مراسم ناپاکی ها وبلاهارا ازخود می رانند.
آوردن سبزه وآب به داخل خانه درروز عید
دیگر از مراسم نوروز درمهدیشهر این است که بانوان کدبانو پس از پختن پلوی مخصوص نوروز و آب و جارو کردن منزل صبح زود با کوزه های نو که قبلاً برای چنین روزی خریده شده از خانه بیرون می روند و از مزارع گندم مقداری سبزه چیده به چشمه سارها مراجعه نموده و کوزه ها را از آب روز عید لبریز کرده مقداری ریگ به داخل آن ریخته و با این تحفه های گرانبها به خانه باز میگردند.
سبزه نشانه سرخوشی و شادمانی و سنگ ریزه نموداری از تندرستی و توانایی است آب نوروز علامت وفور نعمت است و آب مقدسی است و همانطور که در فروردین یشت اوستا آمده است فروهر ها یعنی ارواح پاک در گذشتگان آنرا به خانه خود به ده خود به ناحیه خود و به مملکت خود می رسانند.
« نوروزی /Nowrôzi » یعنی سرود نوروز
یکی از مراسم جالب این جشن در سنگسر آن است که تقریباً سی روز از فرا رسید نوروز همه روزه در غروب آفتاب پسر بچه ها از غنی و فقیر از خانه های خود خارج شده دسته های کوچک از 3الی5 نفر تشکیل داده به در خانه های خویش و بیگانه می روند و حلقه های در را می کوبند و به مجرد شنیدن صدای « کیه» شروع به خواندن سرود نوروز نموده مژده نزدیک شدن بهار را به اهل خانه می دهند.
ساکنین خانه ها آواز کودکان و نغمه نوروزی را به فال نیک گرفته و به فراخور توانائی خود مقداری پول خرد و آجیل ( نبات و نقل ، نخود بریان، کشمش ،گردو، بادام، خرما ، سنجد ،و غیره بنابر معلوم سنگسر) به آنها می دهند و آنها را نوازش نموده روانه خانه همسایگان دیگر مینمایند.
خواندن نوروزی تا پاسی از شب گذشته ادامه می یابد و هر شب ممکن است چند دسته « نوروزی خون / Nowrôzi Xön » یعنی خوانندگان سرود نوروز درب یک خانه را بکوبند.
سرود نوروز به لهجه سنگسری و مفصل است اینک چند قسمت از آن به لهجه سنگسری خالص است نقل می شود:
« خسرو » که در اشعار ذیل است به معنی صاحب خانه فرضی است اگر به فرض نام صاحبخانه «رضا » باشد بجای « خسرو » «رضا » و اگر نام صاحب خانه نا معلوم باشد « مشتی» Mašti بمعنی مشهدی گذاشته می شود .
سِِی سلام وسِِی علیک / Si səlâm –ö- si aleyk( سی سلام وسی علیک)
مشتی جون سلا م اَلیک / mašti jön səlâm aleyk (مشهدی جان سلام علیک)
مشتی جونی مِربون / xosrow jöni meəbön (مشهدی جان مهربان . )
تونسته تالار میون / To neste tâlâr məyön ( تو نشسته ای در میان تالار )
سپیل ده بده تکوم/ Səpil də badə təköm ( سبیلت را تکان بده)
دست دکه جیبی مِیون/ Dast dakə jibi məyön ( دست را به میان جیب ببر)
بَربَریژ چار تا قرون / Barbariž čârttâ qarön (چهار قَران بیرون بریز)
هاده تَ نوروزی خون/ Hadə ta nowrôzi xön ( بده به خوانندگان نوروزی خود )
بواژن خونا بدون/ Bəwâžən xönâ bədön ( تا بگویند خانه«ات» آبادان باشد )
لاله زار موارک بو lâlə zâr məvârak bö / ( لاله زار مبارک باشد)
نوویهار موارک بو Now vihâr məvârak bö / ( نو بهار مبارک باشد)
خواندن سرود نوروزی به دعا برای صاحب خانه پایان می پذیرد بدین ترتیب :
خدا برکت دِیه / xədâ barkat deyə (خدا برکت بده – آمین)
پسو هزار ببون / Pasô həzâr babôn (گوسفندان شما هزار شوند- آمین)
گنّومو خروار ببو/ ) Gannômô xərvâr babö گندم تو خروار خروار شود- آمین)
دشمون لال ببون Dəšmön lâl babôn / ( دشمنان تو لال شوند – آمین)
شعری از امام خمینی درباره ی نوروز
بهار شد در ميخانه باز بايد كرد
به سوى قبله عاشق نماز بايد كرد
نسيم قدس به عشاق باغ مژده دهد
كه دل ز هردو جهان بى نياز بايد كرد
كنون كه دست به دامان سرو مى نرسد
به بيد عاشق مجنون، نياز بايد كرد
غمى كه در دلم از عشق گلعذاران است
دوا به جام مى چاره ساز بايد كرد
كنون كه دست به دامان بوستان نرسد
نظر به سرو قدى سرفراز بايد كرد
پیام های کوتاه درباره ی نوروز
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما آن هم شب عید تقدیم تو باد
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
بهار،نـیم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد!
دوست عزیز سبز ترین و همیشگی ترین بهار ها را برایت آرزو مندم
اين عيد سعيد عيد اسعد باشد ملت به پناه لطف احمد باشد
برپرچم جمهورى اسلامى ما تمثال مبارك محمد(ص) باشد.
( دیوان امام خمینی «ره»)
ساقیا آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که کردی مرواد ازیادت
گروه آموزشی زبان وادبیات فارسی شهرستان مهدیشهر سال خوشی رابرای تمامی همکاران محترم آرزو می کند.
این وبلاگ باموضوع زبان و ادبیات فارسی - گویش سنگسری ومطالب علمی دیگر درخدمت همه ی دوست داران علم وادب وهنر می باشد .