پا یا کفش ؟
پا یا کفش ؟!
کفش هایش انگشت نما شده بود و جیبش خالی!
یک روز دل انگیز بهاری از کنار مغازه ای می گذشت ؛ مأیوسانه به کفشها نگاه می کرد و غصه ی نداشتن بر همه ی وجودش چنگ انداخته بود .ناگاه! جوانی کنارش ایستاد ،...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۵ ساعت 17:27 توسط جعفر حاجی ملک احمدی
|
این وبلاگ باموضوع زبان و ادبیات فارسی - گویش سنگسری ومطالب علمی دیگر درخدمت همه ی دوست داران علم وادب وهنر می باشد .