غزلی از علیرضا قزوه به مناسبت ایام محرم

اذان به وقت گلوی بریده
 
 
به بام بر شده ام از سپیده ی تو بگویم
اذان به وقت گلوی بریده ی تو بگویم

اذان به وقت گلویی که قطعه قطعه غزل شد
غزل غزل شده ام تا قصیده ی تو بگویم

  


ادامه نوشته

شعری در سوگ عاشورا

دستي ز غيب قافيه را كربلا گذاشت

 

با اشك هاش دفتر خود را  نمور  كرد                      در خود تمام مرثيه ها را مرور كرد

ذهنش ز روضه هاي مجسم عبور كرد                  شاعر بساط سينه زدن را كه جور كرد


 

ادامه نوشته