درباره ی سنگسر ( شهرستان مهدیشهر)
شهرستان مهدیشهر
موقعیت جغرافیایی شهرستان مهدیشهر
مهدیشهر یکی از شهرستان های استان سمنان است که در گوشه شمال غربی استان سمنان واقع گردیده، از شمال به شهرستان ساری استان مازندران، از مغرب به شهرستان فیروزکوه استان تهران، از مشرق به شهرستان دامغان و از جنوب به شهرستان سمنان محدود می شود.
شهرستان مهديشهر (سنگسر سابق ) با سه شهر مهديشهر، شهميرزاد، درجزين و با دو بخش شهميرزاد و بخش مركزي و روستاهاي متعدد و آبادي چون فولاد محله، چاشم، ده صوفيان ،خطيركوه، كمرود ،هيكو، تم،تلاجيم ،كوليم و كاورد با وسعتي حدود دو هزار كيلومتر مربع در استان پهناور سمنان قرار دارد.
سنگسر بعد از انقلاب به مهدیشهر تغییر نام یافت یکی از شهرهای شهرستان مهدیشهر است که در فاصله 15 کیلومتری شمال سمنان واقع است. این شهر در 53 درجه و 21 دقیقه طول جغرافیایی و 35 درجه و 43 دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریا 1700 متر است.
با توجه به پتانسيل ها و استعدادهاي شهرستان مهديشهر در زمينه هاي مختلف در سالهاي اخير تحولات خوبي صورت گرفته و تلاش مردم و مسئولین مهديشهر در بسياري از زمينه ها به بار نشسته است . احداث بيش از 60 واحد صنعتي، دارا بودن شهرك صنعتي مهديشهر ،شهرك صنعتي شهميرزاد، شهرك صنعتي غنچه انگوري و ناحيه صنعتي مهديشهر و ناحيه صنعتي فولاد محله اين شهرستان را در حال تبديل شدن به يكي از قطب هاي صنعتي استان كرده است و وجود واحدهاي دانشگاهي متعدد از جمله دانشگاه آزاد اسلامي و پيام نور و دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي مهديشهر و دانشكده دامپزشكي بخش شهميرزاد به شهرت علمي اين شهر افزوده است.
آب و هوای شهرستان مهدیشهر
آب و هوای مهدیشهر معتدل خشک بوده و حداکثر درجه حرارت در تابستان ها به 38 درجه سانتیگراد بالای صفر و در زمستان ها به 8 درجه زیر صفر می رسد و میزان بارندگی سالیانه به طور متوسط 1/218 میلیمتر است.
پوشش گیاهی و جانوری شهرستان مهدیشهر
از نظر پوتوگرافی این شهرستان کاملاً کوهستانی است و دارای پوشش گیاهی از جمله: گز، تاغ، خارشتر،اسپند،سریش،ارس، کاروانکش،شوروچرخک، است.(بخشداری مهدیشهر، 1378،4) از منطقه مهدیشهر به طرف حاشیه شمالی، آثار و پوشش به صورت درختان خانواده سوزنی برگ، به ویژه ارس سرو، بنه و درختچه زرشک نمایان می شود. در منطقه شهمیرزاد گیاهان خودرو شامل گون، درمنه، گیاهان تیره گندمیان، نعناییان، تیغ های کنگر مانند، اسپند، گل قاصد، بومادران،کاسنی، گزنه و گل سرخ وحشی (نسترن) به وفور دیده می شود. مهمترین محصولات این بخش عبارتند از: غلات(گندم و جو)، علوفه (یونجه، اسپرس)،گردو و آلو در شهمیرزاد، انار، انگور و زردآلو در درجزین. .(بخشداری مهدیشهر، 1378،5)
همچنین از جمله جانوران این شهرستان عبارتن از: بز کوهی، قوچ، میش، پلنگ،خرس، گراز، کفتار، گربه وحشی، گرگ، روباه، شغال، خرگوش، کبک و قرقاول. (سازمان جغرافیایی ،1368، 65)
ناهمواری های شهرستان مهدیشهر
شهرستان مهدیشهر در منطقه کوهستانی جنوب سلسله جبال البرز واقع گردیده که کوههای آن عبارتند از:1- در سمت غرب مهدیشهر کوه های سفیدلت(ااسپی لت)،گل رودبار و آسمانلو(اسبِ نو) که مهمترین آنهاست، در فاصله 11 کیلومتری مهدی شهر قرار دارد و ارتفاع قله آن 3308 متر است. 2- کوه های مهراب، سفیدآب، کلیاب، کچ و بستانه(2160متر) که در جنوب غربی مهدیشهر قرار دارند.3- کوه های دربند، نهرد،مرغک،سیاه دره،شیرقلعه و بشم که در شمال غربی مهدیشهر واقع شده اند. 4-کوه های شیخ رضا و سیاه کوه که در شمال مهدیشهر قرار دارند و نیز گردنه بشم که در فاصله 15 کیلومتری شمال غرب و گردنه چاشم که در فاصله 14 کیلومتری شمال غربی مهدیشهر واقع است. (سازمان جغرافیایی ،1368، 64) همچنین بلندترین قله این بخش قله «نیزوا» است به ارتفاع 3810 متر که در فاصله 40 کیلومتری شمال بخش مهدیشهر خودنمایی می کند. ( بخشداری مهدیشهر،1378،14)
چشمه ها و رودخانه های شهرستان مهدیشهر
آبهای مهم شهرستان مهدیشهر عبارتند از:
1- رودخانه گل رودبار که از ارتفاعات شمال شهمیرزاد سرچشمه می گیرد و در نزدیکی بند مهدیشهر شعبه های ده صوفیان و شهمیرزاد نیز به آن اضافه می شود.
2- چشمه های آب مراد،آب قولنج،آ ب گرم و آب سرد که مجموعه این چشمه های معدنی آب گرم در 18 کیلومتری غرب مهدیشهر واقع شده و اطراف این چشمه ها را ارتفاعات در بر گرفته است. آب چشمه ها از دسته آبهای کلروره، سولفاته، کلیسیک و گوگردی است و در درمان بیماری های صفراوی، کلیه ، کبد، نقرس، رماتیسم و درد مفاصل موثر است.
3- چشمه«شیخ چشمه سر» در شمال شهمیرزاد که در مسیر جاده شهمیرزاد-چاشم واقع است.
4- چشمه روزبه که در شمالی ترین نقطه شهرستان سمنان بین استان سمنان وو مازندران واقع شده و میزان آب دهی چشمه مذکور به طور متوسط در حدود 700 لیتر در ثانیه است و دارای آبی شفاف و بدون آلودگی است.
5- چشمه لیتو در شمال مهدیشهر و همچنین چشمه سارهای«ارشگ»، چشمه «سرخریز» و چشمه «کاهش» از دیگر آبهای این منطقه می باشد.
كشاورزي درمهدیشهر
مردم سنگسر از ديرباز به كار پرورش گوسفندان كه داراي نژادي خاص بود اشتغال داشتند و زندگي آنها بيشتر در كنار احشام و در چادرها ميگذشت به كار كشاورزي گرايش چنداني نشان نميدادند مقدار آب و زمين مزروعي در سنگسر و پيرامون آن در حدي نبود كه به كشاورزي ترغيب شوند. زمين دشت سنگسركه نسبتاً زياد است و همچنين آب و زمين (كلاته/ kəlâtə) هاي اطراف سنگسر به (ورزر / varzer) هایا بزرگران با شرايطي عادلانه به اجاره داده ميشد اين برزگران بيشتر غيرسنگسري بودند.
مسئله ارباب رعيتي بدان گونه كه در ديگر مناطق ايران رايج بود در سنگسر وجود نداشت و تقريباً شناخته شده نبود و خرده مالكها زمينهاي زراعتي آبي و ديمه يا ديمهزارها را در تملك داشتند. ميزان مالكيت آنها با خريد و فروش دائماً در تغيير بود.
آب چشمهسارها و كاريزها را اگر (كرامند / kərâmənd ) يعني به مقدار قابل توجه بود (راستُو / râstow ) ميگفتند كه يكسره به كشت ميرسيد و گرنه به تناسب مقدار آب از سنگ و گل، اندود اگر بود، (استال /əstâl ) يعني استخري بزرگ يا كوچك ميساختند كه آب در آن جمع ميشد. در بهاران روزي دوبار و در تابستان و پاييز روزي يكبار (كورَك / körak ) را ميبستند و ميگشودند آب گرد آمده در استخر با زور بيشتر به كشتزار ميرسيد و آن را شاد و سيراب ميكرد.
معادن شهرستان مهدیشهر
در شهرستان مهدیشهر نیز مانند اغلب نقاط کشور معادن متعددی وجود دارد از جمله معادن سنگ ساختمانی و «لاشه»»،«خاک نسوز»«کوارتزیت»،«دولومیت»،آهن، سرب، گچ، آهک سفید،سنگ شیشه، معدن سیلیس و ... ( بخشداری مهدیشهر، 1387 ،5)
اماکن دیدنی شهرستان مهدیشهر
بناهای تاریخی این شهرستان عبارت است از:
1-غار دربند که بزرگترین غار استان سمنان است و در فا صله 21 کیلومتری شمال سمنان در شمال مهدیشهر واقع است و مشرف به دره سرسبز و خرم دربند است.
2-«شیر قلعه» شهمیرزاد در سه کیلومتری شمال غربی شهمیرزاد مربوط به دوره قبل از اسلام
3-«کافر قلعه» سنگسر در جنوب شهر تاریخی مهدیشهر
4-دژ شهمیرزاد در شمال غربی شهمیرزاد
5-آب انبار مهدیشهر در بخش مهدیشهر حوالی حسینیه اعظم
6-منار سنگسر(مسجد پامنار) در بخش مهدیشهر
7-امامزاده عبدا... در شهمیرزاد
8-بقاغ ابوالقاسم، مهدی و یحیی در روستای چاشم
9-بقعه امامزاده یحیی در شهمیرزاد
10- بقعه شیخ(سوسن عطا) در شهمیرزاد
11- بقعه امامزاده قاسم در مهدیشهر
12- امامزاده چهل تن در روستای درجزین
همچنین منطقه سرسبز دربند و راه بند، امامزاده قاسم (ع ) ، امامزاده علي اكبر(ع ) حسينيه المهدي، هتل سنگسر ، منطقه سرسبز شهميرزاد،منار امامزاده عبداله ،امامزاده يحيي، امامزاده محمد در شهميرزاد، امامزاده قاسم چاشم ،درويش نوراله هيكو، بي بي شهر بانو ملاده، شكارگاه ملاده، بي بي حكيمه خاتون فينسك، امامزاده اسماعيل شلي، شاه سيد ولي سلطان شلي، بقعه متبركه عين علي محمود درجزين، امامزاده ابراهيم ذوالفقار ده صوفيان، بقعه متبركه طيب و طاهر، امامزاده كاظم سيد تاج الدين و امامزاده جعفري امامزاده زين علي مهديشهر، منار مسجدجامع پامنار مهديشهر،باغ گردوي شهميرزاد ، آتشكده آناهيتا ،آبگرم معدني ،چشمه سارهاي زيباي شهميرزاد ،منطقه حيات وحش پرور( بابيش از دو هزار گونه جانوران وحشي) از مكانهاي ديدني شهرستان مهديشهر مي باشد.
هنرهاي بومي شامل : صنايع دستي گليم بافي ،جاجيم بافي، گلدوزي ،ساخته، كژين و فرش دستباف و پارچه هاي برك مهديشهر از شهرتي جهاني برخوردار است .
ویژگی های انسانی شهرستان مهدیشهر
جمعیت مهدیشهر بیش از 19 هزار نفر در قالب 4190 خانوار است که در تابستان به علت کوچ بعضی از خانوارها به مناطق ییلاقی کاهش می یابد. ( بخشداری مهدیشهر، 1387 ،9 ) این شهر به دلیل استقرار عشایر ایل سنگسری و وجود بیشتر صنایع منطقه در آن، بعنوان مرکز مهم عشایری،صنعتی و اقتصادی بخش به شمار می آید. پژو هشگران، نظام دامداری سنگسری ها را «رمه گردانی» می نامند. در صورتیکه نظام دامداری عشایر کوچنده را دامداری سنتی می گویند. در نظامه رمه گردانی، خانوارها فقط در سردسیر به چوپانان ملحق می شوند و با نیروی کار مشترک فرآورده های دامی را ضبط و ربط می نمایند و پس از کوچ به سمت گرمسیر، به اقامتگاه اصلی خود باز می گردند.
دامداران سنگسری، یکی از بزرگترین دامداران کنونی کشور به شمار می روند.تعداد دام متوسط خانوارهای دامدار آنها در سال 1366 بیش از 6/3 برابر دام متوسط خانوارهای عشایر کوچنده سراسر کشور بود.
خانوارهای دامدار سنگسری از نظر تعداد دام می توانند با پر دام ترین رده های ایل قشقایی رقابت کنند و حتی از آنها پیشی گیرند، زیرا از سال 1358 تا سال 1361 سرانه دام خانواده های سنگسری حدوداً از دو برابر رده پر دام مذکور، بیشتر بود. گله های گوسفند سنگسری در زمستان به وسیله چوپان ها در حاشیه شمال دشت کویر مرکزی و نفاط علف خیز دهستان های «طرود»،«بیارجمند»، «خارطوران» شاهرود و «درونه» کاشمر نگهداری شده در اواخر فروردین به طرف ییلاق حرکت می کنند. در حین عبور از مهدیشهر، صاحبان گله ها با خانوارهای خود به موانع و چشمه سارهای سرسبز و خرم و دامنه های پر علف سلسله جبال البرز از حدود شمال غربی مهدیشهر تا شمال فیرزکوه و «لواسات» پیش رفته و پس از تعلیف و برداشت محصول دامی، اوایل ماه به طرف قشلاق مراجعت می کنند، خانوارها در سنگسر می مانند و گله ها با چوپان ها به نواحی قشلاق می روند.
وجه تسمیه سنگسر
پیرامون وجه تسمیه نام سنگسر دو نظریه وجود دارد:
1- چون در اطراف این محل کو ههای سنگی و سخت وجود داشته، آن را سنگسار نامیده اند که به تخفیف سنگسر شده است.
2- در آغاز اسلام این نام را سنگسر بر زبان می رانده اند چه سنگسر و این آبادی نشمینگاه سگان بوده است بنابراین سنگسر تحریف شده سگسر می باشد.
به احتمال زیاد نظریه اول صحیح تر است. زیرا در گذشته معمولاً نامگذاری شهرها و روستاها بر اساس شرایط اقلیمی بوده است و سنگسر نیز منطقه ای کاملاً کوهستانی است و زمین آن نسبتاً سخت بوده است و انواع سنگها به وفور در آن دیده می شود.از طرف دیگر یکی از ویژگی های زبان سنگسری آن است که در ترکیبهای وصفی و اضافی، همواره صفت قبل از موصوف و مضاف الیه قبل از مضاف می آید.بعنوان مثال، به سنگ سیاه می گویند:
سُ سنگ(سیاه سنگ) و یا به جای آ ن که بگویند:«روی سنگ»،می گویند: «سنگی سر» بنابراین می توان نتیجه گرفت که در گذشته های دور، سنگسری ها برای توصیف محل سکونت خود به آن«سنگی سر» و به مرور زمان سنگسر گفته اند.
تاریخ سنگسر
« نام تاریخی سنگسر در کتاب های قدیم فارسی «سگسر» یا «سگسار» آمده و از نظر موقعیت جغرافیایی در ردیف شهرهای باستانی البرز کوه و مازندران ثبت شده، مردم آن سامان را نیز سنگساران نامیده اند، در شاهنامه فردوسی از سنگسر كه همان سگسر یا سگسار باشد سخنی رفته است.
درشاهنامه ی فردوسی هفت بار از سگسار ( سنگسر) نام برده شده است:
رای زدن سام با موبدان در کنار زال:
|
بسام نریمان ستاره شمر |
|
چنین گفت کای گرد زرین کمر ... |
|
از این دو هنرمند پیلی ژیان |
|
بیاید ، ببندد بمردی میان ... |
|
نه سگسار ماند نه مازندران |
|
زمین را بشوید بگرز گران |
آگاه شدن منوچهر از کار زال و رودابه:
|
برفتم بدان شهر دیوان نر |
|
چه دیوان ، که شیران پرخاشگر |
|
که از تازی اسبان تکاورترند |
|
ز گردان ایران دلاورترند |
|
سپاهی که سگسار خوانندشان |
|
پلنگان جنگی همانندشان |
گفتار اندر زادن رستم:
|
بشادی ز در آمد ز درگاه کوس |
|
بیاراست ایران چو چشم عروس |
|
بفرمود آیین ، کران تا کران |
|
همه شهر سگسار و مازندران |
بر تخت نشستن نوذر:
|
بترسید بیدادگر شهریار |
|
فرستاد نامه به سام سوار |
|
به سگسار و مازندران بود سام |
|
نخست از جهان آفرین کرد نام |
آمدن رستم نزد کیکاوس و خشم کاوس بر رستم:
|
زمصر و زچین و ز هاماوران |
|
ز روم و ز سگسار و مازندران |
فرستادن خاقان و کاموس بیاری توران:
|
ز سقلاب چون کندر شیر مرد |
|
چو بیورد کاتی سپهر نبرد |
|
چو غرچه ز سگسار و شنکل ز هند |
|
هوا پر درفش و زمین پر پرند |
رای زدن تورانیان از جنگ ایران:
|
ز بز گوش و سگسار و مازندران |
|
کس آریم با گرزهای گران |
در فرهنگ شاهنامه ، ذیل کلمهٔ سگسار آمده است: «از مرز و بوم هایی که داهیان در آن جای گرفتند». و راجع به داهیان در ذیل کلمهٔ سکزی می خوانیم: «... داه گروهی بودند از آرین که در دشت خوارز م جای گرفتند و پس از آن در کنار جنوبی دریای خزر جایگیر شدند. از ... آنان مردم بستوه آمدند. پادشاه ایران گروه داه را پراکنده ساخت. یکدسته از آنان را به زابلستا ن کوچانید و آنان را سکزی خواندند ... و دشت خوارزم داهستان نامیده شد که مخفف آن دهستان است و اکنون به دهستان معروف است و یکدسته از گروه داه را در زمینی جای دادند در طبر ستان ...». به این ترتیب می توان گفت سنگسر که در نواحی جنوبی دریای خزر قرار دارد جزئی از سگسار باستانی است و سنگسری ها از بازماندگان داهیان و با مردم سیستان(سجستان) و خوارزمیان قدیم از یک نژاد می باشند
مورخان عرب بعد از اسلام سنگسر را در کتابهای خود راس الکلب ثبت کرده اند، احمد کسروی در کتاب شهرها، دیه های ایران درباره سنگسر چنین نگاشته: (نیز سنگسر نزدیکی سمنان را تازیکان راس الکلب ترجمه کرده اند که اینجا باید گفت: در آغاز اسلام این نام را سکسر یا سگسر بر زبان رانده اند و این آبادی نیز از نشیمنهای سکان بوده است، و چون سنگسریان زبان ویژه خودشان دارند، اگر این زبان با زبان سپتان نزدیک باشد این یقین خواهد بود که اصل نام بدان سان که تازیگان ترجمه کرده اند سگسر بوده و سنگسر تحریف شده آن نام است.
تاریخ آمدن آریائيها به سنگسر
به طوریکه باستان شناس بنام فرانسوی گیرشمن در کتاب مشهور خود (ایران) آورده است. در آغاز آریانها از هزاره سوم و دوم پیش از میلاد برای یافتن چراگاه های بیشتر و بهتربه ایران روی اوردند. سپس بعد از فترتي به همان علل از هزاره اول پیش از میلاد هجوم عمومی آنها به ایران و اشغال این سرزمین صورت گرفته است.
در هجوم اول از شاخه بزرگ خاوری امواج آریایی یک شاخه کوچکتر منشعب و تا منطقه دامغان پیش آمده است و بومیان آنجا را از میان بردند. می توان حدس زد که گروهی از همین شاخه فرعی تا سنگسر که در همان نواحی است آمده و در آنجا استقرار یافتند و این در حدود 1400 سال پیش از میلاد مسیح بوده است.
در دوره دوم مهاجرت آریائیان در هزاره یکم پیش از میلاد در حدود سال 844 پیش از میلاد اقوام پارتی آریائی در سواحل شرقی و جنوب شرقی دریای خزر مستقر شدند و نام خود (پارتاوا) را به آنجا دادند و در این هجوم از اقوام مختلف پارتی گروهی کوچک با احشام خود به سنگسر کوچ کردند و در آن جای گرفتند که زبان سنگسری موید اين واقعیت است.
دين و مذهب مردم مهدیشهر ( سنگسر)
مردم سنگسر مسلمان و شيعه مذهب هستند.
زبان و گويش مردم مهدیشهر ( سنگسر)
سنگسري ها در گويش خود قديمي ترين و كهن ترين كلمات و اصطلاحات زبان فارسي را كه فقط در كتاب هاي فارسي قرون گذشته يافت مي شود به كار مي برند. از خصوصيات ديگر گويش اين ديار دستور زبان كلاسيك و قابل تجزيه و تركيب است. به گونه اي كه به آساني تشخيص مصدر هر فعل به كار رفته و صرف افعال به زمان هاي مختلف امكان پذير است.
از ديگر مشخصه ي اين گويش، كه در گويش هاي اقوام ديگر به چشم نمي خورد، به كار بردن ضماير متفاوت براي مذكر و مونث است و به خاطر اين كه موجودات ديگر نيز از اين ضميرها بي بهره نباشند، براي تمام موجودات زنده غير از گياهان و درختان از ضمير مونث و براي گياهان و درختان و ديگر موجودات بي جان از ضمير مذكر استفاده مي كنند و به خاطر همين خواص ممتاز و منحصر به فرد است كه باعث شده است گروهي از دانشمندان آن را به عنوان يك زبان مستقل معرفي كنند.
زبان سنگسري از زبان هاي ايراني است كه با خوارزمي قديم و مازندراني امروز بستگي دارد و از گويش هايي است كه از دورهي اشكاني به جاي مانده است. اشكانيان نيز از تيره داهيان مي باشند.
ژكوفسكي اولين كسي است كه در سال 1888 ميلادي پاره اي از لغات سنگسري را ضبط نموده و بعد از او كريستين سن دانماركي نيز از سال 1935 با يادداشت تعداد معدودي از لغات اين زبان سعي كرده است اطلاعاتي در زمينه ي دستور آن به دست دهد.
از سال 1333 ، چراغعلي اعظمي سنگسري لغات سنگسري و اصطلاحات و قواعد آن را تدوين كرد. در سال 1340 پرفسور گرنات ل. ويندفوهر آلماني كه در آن زمان در ايران به تحصيل اشتغال داشت به تشويق نامبرده، پايان نامه ي تحصيلي خود را در باب افعال زبان سنگسري به رشته تحرير در آورد.
“واژه نامه سنگسري” مهمترين اثر علمي در گويش سنگسري است. اين واژه نامه نوشته ي چراغعلي اعظمي است كه شامل شرحي در باره ي سنگسر، هزاران واژه ي سنگسري همراه با دستور زبان و ضرب المثل هاي سنگسري به سه زبان فارسي، انگليسي و سنگسري است كه در سال 1351 به كمك شعبه ي زبان دانشگاه ميشيگان امريكا و با همكاري گرنات ل، ويندفوهر مننتشر شده است.
زبان سنگسری ، زبانی مخصوص و عضوی از شاخهٔ غربی ، شمالغربی زبانهای ایرانی است که خود شاخهای از زبانهای هندوایرانی و آن نیز به نوبه خود شاخهای از زبانهای هندواروپایی است و با زبان سمنانی ، سرخه ای ، شهمیرزادی و لاسگردی که از آبادی های مهم شهرستان سمنان محسوب می شود نزدیکی و شباهت خاصی دارد. همچنین زبان سنگسری در موارد عدیده مشابهت به خوارزمی قدیم دارد برای مثال در گاهنمای سنگسری «نو سال» همان است که در تقویم سغد قدیم به نام نوسرد و در تقویم خوارزم آن روزگار به نام «ناو سارجی» خوانده می شده است.
زبان شناسان تحول زبان فارسی را به سه مرحلهٔ فارسی باستان ، فارسی میانه و فارسی نو تقسیم می کنند. در این میان ارتباط فارسی میانه و فارسی نو و تحولی که در این فاصله پیش آمده کاملاً آشکار است اما دانشمندان معتقدند که فارسی باستان ارتباط مستقیمی با فارسی میانه ندارد و در فارسی باستان و زبان اوستایی اسمها از نظر جنسیت «تذکیر ، تأنیث و حالت خنثی» دارای شناسه های خاصی می باشد و تصریف افعال با توجه به آن ، گونه های مختلف به خود می گیرد و حال آنکه در فارسی میانه هیچ اثری از آن نیست و باید در فاصلهٔ این دو دورهٔ تحول زبان ، زبان دیگری وجود داشته باشد که تا حدی از جهات مذکور با فارسی باستان مشابهت داشته باشد. این شباهت در زبان سنگسری موجود است به این معنی که هنوز زبان سنگسری حالات تذکیر و تأنیث اسم ها را حفظ کرده است مثلاً کلیه جانوران مذکر یا مؤنث ، از نظر دستور زبان سنگسری مؤنث به شمار می آیند و کلیه موجودات غیر آنها را مذکر می دانند و سوم شخص مفرد از نظر تذکیر و تأنیث متفاوت است و تمام اینها بر تصریف افعال تأثیر می گذارند. به هر حال زبان سنگسری گرچه از نظر تصریف اسماء و افعال وسعت فارسی باستان را ندارد اما مانند فارسی میانه کاملاً خالی از آنها نیست و به عبارت دیگر فاصلهٔ موجود در تحول زبان فارسی باستان و فارسی میانه را پر می نماید یعنی از فارسی میانه به مراتب کهنه تر است.
در زبان سنگسری واژه های بسیاری وجود دارد که با واژه های اوستایی و احتمالاً زبان سکایی همانند می باشد که به طور مثال چند واژهٔ زیر ذکر می گردد:
1. کَس / kas: کوچک
2. مَس / mas : بزرگ
3. مونگ / möng : ماه
4. اِسِه / əsə : اکنون
5. هَپو/ happô : آب(کودکانه(
6. تَ ta / : مال تو
7. لوژِنگ / löžəng : هواکش ٬ روزن
8. شته واش/ šatə vâš : نوعی گیاه سمی
9. اِسپِه / əspə : سگ
10. وَرف/varf : برف
11. دَس / das : ده
12. گوت göt / : سراپرده ، خیمه
13. اینو innô / : پیر و ناتوان
14. وَرک / vark : گرگ
15. نسوم / nəsöm : زمین پست ، دور از تابش آفتاب
16. گوراسکا / görâskâ : سوراخ و حوش
17. پیمه / pimə : زمین
18. مُشتی مچی / mošti mači : به اندازهٔ یک مشت
19. اَ / a : من
20. پَس / pas : گوسفند
بسیاری از واژه های پهلوی اشکانی همانند یا مشابه واژه های سنگسری است. مثلاً:
1. شپ / šap : جهش
2. گری / gəri : گردن
3. واش / vâš : گیاه ، علف
4. وَلگ / valg : برگ
همچنین پاره ای از واژه های سنگسری حکایت از اعتقادات و اعمال زرتشتی در قدیم دارد. از جمله:
1. شوی / šəvi: پیراهن مقدس
2. زنافر / zənâfar: مقدار کم اهمیت ، تنافور
3. فتات / fəttât: کاملاً شسته شده ، پاتیات شستشوی همراه با اوراد یا تطهیر مذهبی
این وبلاگ باموضوع زبان و ادبیات فارسی - گویش سنگسری ومطالب علمی دیگر درخدمت همه ی دوست داران علم وادب وهنر می باشد .